رفتم و شد ...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ

همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

دهنم رایحه ی روزه نمیداد که من

عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد

حمد را خواندم و آن مد"ولاالضالین"را

ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی

گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد

همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین

سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد

"
لنترانی"نشنیدم ز خداوند چو او

"
ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد

مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟

من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست

من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد

مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید

فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد

خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون

پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم وشد

گفتم ای دل به خدا هست خدا منجی تو

تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
سپیده

واقعا همینطوره برای با خدا بودن نباید اهل تزویر و ریا باشیم همین که خالصانه صداش کنیم و دوسش داشته باشیم کافیه

مرتضی

سلام شعر زیبایی است از کیست این شعر؟

آزاده

خیلی جالب بود.[دست]

ذکریا

سلام قالب نو مبارک شعر زیبایی بود یاد این شعر سعدی افتادم: دلقت به چه کار و مسحی و مرقع خود را زعملهای نکوهیده بری دار حاجت به کلاه بر کی داشتنت نیست درویش صفت باش و کلاه تتری دار

sogand

بسیار زیبا بود خسته نباشید [گل]

امیر

شعر فارغ از محتواش خوب بود اما خدایی که بنده اش رو خلق کرده راه پرستشش رو هم از طریق پیامبرانی که فرستاده به ما آموزش میده نمیشه بی قانون بی روش خاصی به خدا تقرب پیدا کرد بنظر من این کاملا اشتباه که اصول یک دین رو ندیده گرفت

امیر

شعر فارغ از محتواش خوب بود اما خدایی که بنده اش رو خلق کرده راه پرستشش رو هم از طریق پیامبرانی که فرستاده به ما آموزش میده نمیشه بی قانون بی روش خاصی به خدا تقرب پیدا کرد بنظر من این کاملا اشتباه که اصول یک دین رو ندیده گرفت

سارارادان

[گل][گل][گل]