ای که چون زمستانی

ای که چون زمستانی

و من دوست دارمت

دستت را از من مگیر

برای بالا پوش پشمین‌ات

از بازی‌های کودکانه‌ام مترس.

همیشه آرزو داشته‌ام

روی برف، شعر بنویسم

روی برف، عاشق شوم

و دریابم که عاشق

چگونه با آتش ِ برف می‌سوزد!

 

 نزار قبانی

/ 1 نظر / 4 بازدید
ذکریا

به بوسه هایت قسم زمستان سخت و سردی در راه است کمی جلو بیا شراب لبانت را میخواهم می گویند مست که باشی، زمستان چله تابستان است... نیما هوشمند[گل]