فردای من تویی!

امروز به پایان می رسد


از فردا برایم چیزی نگو


من نمی گویم :


فردا روز دیگریست


فقط می گویم :


تو روز دیگری هستی


تو فردایی


همان که باید به خاطرش زنده بمانم



جبران خلیل جبران

/ 3 نظر / 19 بازدید
ذکریا

به همان سادگی که کلاغ سالخورده با نخستین سوت قطار سقف واگن متروک را ترک می گوید دل ، دیگر در جای خود نیست به همین سادگی ! از : حسین منزوی

آزاده

[لبخند]خیلی قشنک بود

ali emt

انتهای دریا را برکه ها نمی فهمند،پس ببخش اگرگاهی گم میکنم نشانیت را