بگو به باران ...

بگو به باران


ببارد امشب


بشوید از رخ


غبار این کوچه باغ ها را


که در زلالش سحر بجوید


ز بی کران ها


حضور ما را...



محمدرضا شفیعی کدکنی

/ 3 نظر / 4 بازدید
ذکریا

شعر بسیار زیبایی بود. من تصنیفشو با صدای خانم روح انگیز میرزایی دارم

شادی

من تو را نمی سرایم !.. تو … خودت در واژه ها می نشینی ..! خودت قلم را وسوسه می کنی !! و شعر را بیدار می کنی !! عزیزم.شعرهای قشنگی تو وبت گذاشتی.ممنون.[گل][گل]