من اندازه تنت را خوب بلدم

نبودی


و من


قصه های زیادی بافتم،


برای بودن تو.


هه!


به چه می خندی!؟


می دانم، قصه هایم را خوب بلدی

بهانه می خواستم


تا چیزی برایت ببافم.


من، اندازه ی تنت را خوب بلدم.

 

 

 حامد طبری

/ 1 نظر / 23 بازدید
ذکریا

آنجا را نمی دانم اما اینجا تا پیرهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی را از دست داده باشی ... " شاملو "